تبليغاتX
فقط منم و...
فقط منم و...
جمعه پانزدهم تیر 1386
دوستت دارم

 

بارها می خواستم رازی را كه مدتها در قلبم نگه داشته بودم برایت بازگو كنم

 

 

 می خواستم بگویم كه دوستت دارم

 

 

 اما نتوانستم

 

 

هرگاه كه از كنارم می گذشتی آرزو می كردم این راز بزرگ را در چشمان گریان من بخوانی

 

 

اما افسوس ،

 

 

 افسوس كه بی اعتنا از كنارم گذشتی.

 

 

تا اینكه امروز قلمم را به دست گرفتم و خواستم برایت بنویسم که :

 

 

" از تو و بی وفایی تو بیزارم"

 

 

ولی وقتی قلم خود را از روی كاغذ برداشتم با شگفتی دیدم كه نوشته ام:

 

 

"دوستت  دارم"

favhpx.jpg

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:33 توسط : هدی

RSS